انان که فانوسشان را

                  بر پشت ميبرند

                              سايه هاشان پيش پايشان می افتد!!...

                                                                                     تاگور

کاش هيچکس از عدالت حرف نمی زد و هيچکس نمی خواست بهت مهر بورزه و هيچکسم ادعای خدمتگذار مردم بودن رو نداشت!؟

وقتی حرف چيزهايی رو که نيستن ميشنوی جای خالی نبودنشون رو حجم واژه ها پر می کنه و ادما ديگه اين نبودن رو نمی بينن و يه چيزی در عين نيستن هست ميشه! و ديگه نيستنه و تلاش برای هست کردنش فراموش ميشه!

راستی.۱.عيد دادن رسالت معنا کردن عدالت به علی (ع) رو به همهء ديوونه های دنيا تبريک می گم.

راستی.۲. خدايا مرا از اين فاجعهء پليد مصلحت پرستی که چون همه گير شده است وقاحتش از ياد رفته و بيماری شده است که از فرط عموميتش هر که از ان سالم مانده باشد بيمار می نمايد مصون بدار تا به رعايت مصلحت  حقيقت را ذبح شرعی نکنم!

راستی.۳. خدايا به من توفيق تلاش در شکست ؛ صبر در نااميدی؛ رفتن بی همراه؛ جهاد بی سلاح؛ کار بی پاداش؛ فداکاری در سکوت؛ دين بی دنيا؛ مذهب بی عوام؛ عظمت بی نام؛ خدمت بی نان؛ ايمان بی ريا؛ خوبی بی نمود؛ گستاخی بی خامی؛ مناعت بی غرور؛ عشق بی هوس؛ تنهايی در انبوه جمعيت و دوست داشتن بی انکه دوست بداند؛ روزی کن!

راستی.۴. خدايا مرا از فقر ترجمه و  زبونی تقليد نجات بخش تا قالب های ارثی را بشکنم تا در برابر قالب ريزی غرب بايستم و - همچون اينها و انها- ديگران حرف نزنند و من فقط دهنم را تکان دهم!

راستی.۵. خدايا مرا در ايمان اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصيان مطلق باشم!!!...؟

راستی.۶. خدايا جهل اميخته با خودخواهی و حسد؛ مرا؛ رايگان؛ ابزار قتالهء دشمن؛ برای حمله به دوست نسازد!

راستی.۷. عقيدهء مرا از عقده ام مصون بدار

راستی.۸. از ۲ تا ۷ حرفايی که با هر بار تکرار کردنشون هم از اون! ياد می کنيم! هم نيايش می کنيم! هم دیوونگيمون رو قشنگ فرياد می کنيم!

(کتاب نيايش از ع.ش)