خونه داشتن خيلی خوبه! حتی وقتی از خونه دوری اين احساس داشتنشه که تو رو اون دور دورا هم نزديک نگه می داره!

هيچوقت فکر نمی کردم به خونمون سفر کنم! ولی حالا يکی از سفرهام شده خونه و حسابی توی راه خونه مسافر شدم! اهل خونه به استقبالم می يان و بعد از مدتی بدرقه ام می کنن!

خونهء ما يه ساختمون معموليه تو يه تيکه از خاک عزيز ايران! که توی طاقچه هاش پر از خاطره های مامان خاطره های بابا و خاطره های من!!.. خاطره های خوب بد کوچيک و بزرگ!

خاطره های بد رو اون عقب ترها گذاشتيم! و خاطره های کوچيک رو اين جلوی جلو! و خاطره های بزرگ و خوب هم اون وسطا! بگذريم که گاهی اوون عقبی ها از ميون هزارتا خاطره سرک می کشن! و اين جلويی ها با همهء قشنگيشون چون کوچو لون فراموش ميشن! اما مهم اينه که همشون با هم هستن!!!

رو ديوار های خونه پر عکسه! عکس لحظه های خوب با هم بودنمون لحظه هايی که بی بهونه دور هم جمع می شيم و می گيم و می شنويم!!! انگار زمان متوقف می شه!يا شايد می ره ولی ما نمی فهميم!

..............

اخر همهء اين حرفا اين حافظ که هر بار هممون نيت می کنيم با يه شعر که توی هر بيتش جواب يکی از مارو ميده همرو خوشحال می کنه! و .........

و اما بعد از همهء روز و با هم بودنای خونه دوباره اين منم که می رم سراغ تنهايی خودم و ماه و شب و تو و اون و چهارم شخص مجهول! و ديوونگی هامون!!!

راستی.۱. يه خبر خوب امتحانا تموم شد!..؟ و من بعد از چهار ماه و اندی دارم ميرم خونه! ادما بهم ميگن دل سنگ!؟ ولی اونا نمی دونن که يه ديوونه دل سنگ نيست فقط فکر ميکنه بايد دوری رو هم زندگی کرد دوری هم يه حس قشنگه که تا تجربه اش نکنی هيچ درکی ازش نداری و وقتی ميتونی تجربه کنی که واقعا دور باشی! در ضمن نمی شه انکار کرد که برای ديدن و شنيدن و فهميدن بعضی چيزا بايد به يه جاهای ديگه رفت و اين مستلزم رفتن از خونست صد البته که برای چی رفتن و چطور رفتنش و به کجا رفتنش مهمه!.؟

راستی.۲. اميدوارم اين تعطيلات پايان ترم خلاء خوبی برای جا افتادن و براورد تجربه های ترم گذشته و فکر کردن برای خلق ايده های جديد يه شروع خوب تر برای ترم بعد باشه!؟

راستی.۳. با گريه های يکريز

                              يکريز

                                     مثل ثانيه های گريز

با روزهای ريخته

                     در پای باد

با هفته های رفته

با فصل های سوخته

                             با سالهای سخت

رفتيم و

         سوختيم و

                         فرو ريختيم

با اعتماد خاطره ای در ياد

اما

          ان اتفاق ساده نيفتاد!!!....؟

                                               ق.ا (گلها همه افتاب گردانند)

راستی.۴. ............ بی خيال فعلا خداحافظ!...؟